دومین دروغ بزرگ تاریخ

پیش گفتار

برای اینکه این مطلب کاملاً مفهوم باشد،  لطفاً تمام مطالب وبلاگ را با دقت بخوانید،  و با دید دیگر جهان را ببینید و واژگون بررسی کنید،  حوصله و تأمل نمایید،  و از همه مهمتر پیگیری و به گردونه یاد گیری بسپارید،  البته می دانم پاک کردن دروغهای دشمنان که 500 سال است به اندازه 5000 سال تاریخ دروغ گفته اند،  مشکل می باشد.  افرادی احساسی برخورد می کنند و اعراب را ایرانی کش و یا برعکس می دانند،  ولی تاریخ،  با دانش و اطلاعات ما به پایان نمی رسد،  و لزوماً همین نخواهد بود،  پس واقع بینانه بدنبال واقعیت باشیم.  صدام احمق می پنداشت قادسیه حقیقتی است،  و از برای تکرار آن ملت های غرب ایران بزرگ یعنی عراق را به بدبختی کشاند.  امروز با این پندار که عربها آمدند و کشتند و غارت و نابود کردند،  خشمی در دل عده ای افتاده که استعمار و صهیونیزم از آن بهره می برند.  نمی دانم چرا علمای تاریخ نتوانستند این دروغها را بردارند،  که پویایی نو در سرنوشت بکارند و جامعه را هدایتی تازه کنند،  شاید غرق در این دروغ ها هستند.  این دروغ تاریخ را فعلاً بسیار فشرده نوشتم تا فرصت مطالعه و اندیشه و طرح سئوال برای هم میهنان گرامی باشد،  ولی آنرا در زمانهای مناسب ادامه میدهم.   

دومین دروغ بزرگ تاریخ

دروغگو ها برای توجیه و سفسطه  می گویند:  (اکنون در نزد علمای نژاد شناس این فرضیه به ثبوت رسیده است، که مهد اصلی همه ملتهای سامی نژاد شبه جزیره عربستان است،  که روزی نسبتاً آباد بوده و بتدریج رو به خشکی نهاده است،  بهمین علت اقوام ....................... درادامه مطلب
ادامه نوشته

چالش قرن 21

چالش قرن 21

1 ـ آیا استعمار را می شناسید؟

ما باید با جهان بینی وسیعتر،  تاریخ و حال و آینده را کل نگری کنیم.  و سپس،  نه مانند قرن گذشته که با جوابهای بیشترروبرو بودیم،  بلکه با سئوالهای بیشتر و تکنولوژی قرن 21 که توانایی بالا به ما می دهد ایده ها و نظرهای جدید ارائه دهیم و تا ادامه چرخه تغییرات که در  اینجا  گفته ام پیش رویم،  در نهایت جوابگوی ما به کنش ها و واکنش های قرن 21  می باشد.   قرن 21  در واقع قرن سنت گریزی است،  که خواه نا خواه ناگزیریم از سنت های  قرنهای قبلی عبور کنیم،  که این عبور برای ما اجبار خواهد بود.  من سعی می کنم از چالش های قرن 21  طی چند نوبت بنویسم،  البته این مقالات نظرات شخصی من است.  در وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،  نوشتم که دروغهای تاریخ مانند حمله اسکندر مقدونی و یا چنگیز مغول به ایران،  مورد سوء استفاده استعمار بوده،  و تا آنجا که توانسته دارایی ملتها را به یغما برده،  که مهمترین آن ضربات فرهنگی بوده.  و همچنین ایجاد ملل گوناگون که با استفاده از این دروغها بوده و نیز تفرقه افکنی بین مردم.  در قرن 21  استعمار دیگر چون گذشته نیست استراتژی متفاوت و تاکتیک غیر قابل پیش بینی دارد.  عزیزانی که وجود استعمار قرن 21  را قبول دارند در ادامه مقاله هم راهم شوند،  در غیر اینصورت وقت خود را تلف نکنند.  در ابتدا لازم است استعمار  قرن 21  را که از این پس استعمار 21  می نویسم بشناسیم.  بنابراین گذری به سرمایه داری نو می اندازم،  تا قرن قبل تولیدات انبوه و با نیروی انبوه در کشورهای موج دوم که در  اینجا  نوشته ام انجام میشد،  و سرمایه ها نیز در همان ممالک موج دومی و از آن افرادی بود که کاملاً مشخص بودند و اینها و سازمانهایشان در خدمت دولت خود بودند.  و کار و شغل برای مردم موج دومیها بود و همه سرگرم خط مستقیم زندگی خود بودند.  و مردم کشورهایی که هنوز در موج اول دست وپا میزدند اسیر دایره زندگی خود بودند.  با پایان جنگ دوم جهانی و فروش سهام گروپ آلمان به همه مردم جهان شیوه جدید سرمایه داری آغاز گردید.  سرمایه داری فرا مرزی و یا فرا ملی،  ابتدا در بیست سال رشد کمی داشت و سپس به سرعت رشد کرد و اقتصادها و بازار بورسهای بزرگ و مهمی تشکیل شد.  در دهه آخر قرن گذشته که صدای پای قرن سنت گریزی 21  شنیده میشد،  جهان به دو بخش عمده تشکیل شد تولید کننده چیزها و مصرف کنندها،  سرآمد تولید کننده لوازم و وسایل کشور چین بود و سرآمد مصرف کنندها ایالات متحده آمریکا.  تولید کنندها خیلی سریع به رشد خوبی دست یافته و بازار بورسهای خوبی هم پیدا کردنند. بنظر شما ایران از کدام دسته کشورهاست؟.  ادامه دارد،      

حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ

حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ

در وبلاگ انوش راوید بنام:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران

 http://www.ravid.blogfa.com

 قرن سنت گریزی

در وبلاگ:  انوش راوید

انوش راوید،    Anoosh Raavid

 

حمله چنگیز مغول به ایران  سومین  دروغ بزرگ تاریخ

پیش گفتار

 برای آنکه بتوان کشوری را دوست داشت و به آبادی و اعتلای آن کوشید،  نخست باید آن را شناخت،  این مجموعه وب به منظور آن ایجاد شده است،  که ایران را به ساکنان خود خاصه جوانان بهتر بشناساند.  در کشورهای پیشرفته کتابهای گوناگون در باره هر موضوع تالیف گردیده ودر دسترس همگان گذارده شده تا مردم از پیر و جوان و دانشور و کم سواد بتوانند با جمیع امور و شئون سرزمین خویش آشنا گردند.  در ایران چنین کتابهایی که بدور از دروغ و نفوذ دشمنان صهیونیستی و امپریالیست و تفکر منحط همسایگان تاریخی باشد،  بسیار نادر است.  مخصوصاً برای آنکه نیازمندی جوانان را بر آورد و با واقعیتهای رشد و قدرت نفوذ تمدن و فرهنگ با شکوه کشور پهناور ما باشد. جوانان بی شک عطشی برای شناختن گذشته و حال سرزمین خویش دارند ولی یافتن کتاب مناسب که دید جدید و آگاهی واقعی بدهد آسان نیست.  از این رو نوعی دلسردی و گسیختگی با فرهنگ و گذشته در ایران دیده میشود.  و این خواسته دشمنان ایران است.  در این مجموعه کوشیده ام دروغها و دروغگوها و دشمنان تاریخی ایران را بنمایانم تا همگان دیدی جدید نسبت به تاریخ عظیم ایران عزیز پیدا کنند.  و بدین منظور سعی کردم که موضوعات متنوع و گوناگون جهت همین منظور در این مجموعه جای دهم،  منجمله تاریخ نیک در  اینجا.  در جهانی که دشمنان سعی در نفی ما دارند فرهنگ ایران باید در مسیر رشد و شکوفایی خود پلی بین گذشته و حال و آینده ببندد، و تفاهم و پیوستگی تاریخی ساکنین این سرزمین همچنان گذشته خار چشم دشمنان باشد،  در مقاله قرن سنت گریزی در  اینجا  حرکت نوین به جلو را نوشته ام.  پیشروی و یاری عزیزان در برداشت و شناخت دروغها و دشمنان،  بسیار خشنودم می کند.   

  حمله چنگیز مغول به ایران  سومین  دروغ بزرگ تاریخ

ادامه نوشته

دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ

دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ

1 ـ کتاب تاریخ جهانگشا،  تالیف عطا ملک جوینی؟  ولی مطالب آن در مورد ده سال آخر عمر چنگیز و جانشینان او تا سال 1256  می باشد،  که می گویند،  توسط یکی از کارمندان عالی رتبه ایرانی دستگاه ایلخانان نوشته شده است.  جهانگشای جوینی را بویل (   J.A.Boylle ) در منچستر به سال 1958  در دو جلد ترجمه و منتشر کرده است.  اصل آن کتاب معلوم نیست و کسی نمی داند بروی چه کاغذی و با چه مرکبی و چگونه نوشته شده است،  فقط عده ای مطالب آنرا از روی نمونه هایی که شباحتی در نگارش و متن ندارند تکرار کرده اند،  و جالب است که کسی از آن جماعت طوطی درباره آن تحلیل نکرده و نپرسیده چگونه و چرا،  و آیا واقعیت است،  هیچ اشارات دقیق از اینهمه اتفاق و رویداد و جنگ مهم نمی کند و فقط سر سری و بی محتوا می گوید و می نویسد.  ولی ما باید بگوییم چگونه و چرا؟ تحلیل علمی و تحلیل و تحلیل.

نمونه مطالب این کتاب:

((خوارزمشاه این صوابدید را نپذیرفته،  آهنگ مازندران کرد.  اما وقتی مغول ها در ری شنیدند که وی به جانب همدان رفته و چه قصدی دارد،  پس از کشتار و غارت آنجا،  شتابان روی به عراق آوردند،  و هر جا رسیدند ویران کردند و خرد و بزرگ را از دم تیغ گذراندند.  سبتای بهادر به سوی قزوین و جبه نویان به سوی همدان آمدند.))

تمام مطالب این کتاب مانند مثال بالا پوچ و فاقد اعتبار علمی و تاریخی است و فقط استعمار گران احمق دشمن ملت ایران چون  بویل  می گویند این پرت و پلا ها تاریخ است.  امروزه بسیاری از آن جیره خواران استعمار خود به این همه مطالب بی اساس اعتراف دارند،  در قسمتهای دیگر وبلاگ گفته ام و در ادامه باز هم خواهم گفت. ادامه دارد

 علاقه مندان به تاریخ و سرگذشت و یا باز نویسی تاریخ و یافتن آهنگ رشد و حرکت تمدن ایران برای آینده نگری لطفاً مطالب وبلاگ های  انوش راوید  را با دقت بخوانند،  و پیگیری نمایند.  

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ

در وبلاگ انوش راوید بنام:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران

 http://www.ravid.blogfa.com          

  قرن سنت گریزی  در وبلاگ: قرن 21 / انوش راوید

http://www.ravid.blogsky.com

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                         منبعی سرشار از دروغ

تاریخ طبری،  ظاهرآ تاریخی عمومی است، (از آغاز آفرینش تا 302) به زبان عربی و تألیف ابوجعفر محمدبن جریر طبری است.  نام اصلی کتاب تاریخ الامم و الرسل و الملوک است،  اما به تاریخ طبری مشهور شده است.  این کتاب به سبب تفصیل،  قدمت و روش خاص مؤلف،  اثری منحصر به فرد و معتبر است.  تاریخ دقیق آغاز تألیف آن معلوم نیست،  ولی مسلّم است که طبری پس از نوشتن جامع البیان فی تفسیر القرآن به تألیف آن پرداخته است.  وی تفسیر خود را از 283 تا 290 بر شاگردانش املا می کرده و سپس اجازة روایت تاریخ خود را تا حوادث 294،  یعنی تا پیش از روی کار آمدن مقتدر (295ـ320)،  به شاگردانش داده است،  به نوشتة یاقوت حموی متوفی در قرن هفتم،  تألیف تاریخ طبری در 303 به پایان رسیده است.  

 تاریخ طبری مانند بسیاری از منابع تاریخی دروغها و کارهای نشدنی بسیاری دارد و بعنوان کتاب تاریخ و منبع تاریخی نمی توان از آن استفاده کرد.  تحقیقات انجام گرفته روی تاریخ طبری نشان می دهد که تنها به شرح روایات نقل قول شده پرداخته و بدین ترتیب فقط امانت داری نویسنده تایید می شود.  روایات تاریخ طبری تفاوت مهمی با بسیاری از آثار هم نوع خودش دارد و این نشان میدهد که طبری امانت داری در نقل روایت ها را نگاه داشته است،  و اساسا به این نمی پردازد که این روایات که صد ها سال با او فاصله دارند،  تا چه حد به واقعیت نزدیکند و این امانت داری طبری در نقل روایات و احادیث بمعنای صحت مطالب تاریخی نمی باشد.
تاریخ طبری از دو بخش تاریخ جهان و تاریخ اسلام تشکیل می شود.  قسمت اعظم این اثر،  یعنی بخش تاریخ اسلام آن،  به ترتیبِ سالشمار هجری و منحصر به رویدادهای سیاسی و شرح جنگهاست.  بخش تاریخ جهان ترتیب سالشمار ندارد و ترتیب آن،  موضوعی است.   طبری گفته است که هدفش در این کتاب ذکر تاریخ شاهان،  و تاریخ پیامبران است،  وقوع  و زمان را به شب و روز تعیین کنند،  و درست به همین سبب،  کتابش را با بحث در بارة زمان و ماهیت و مقدار آن از ابتدای خلق آدم آغاز نموده و در این خصوص بعد از نقل گزارشهای مفصّل از راویان اخبار،  به عقاید ادیان و امتهای گوناگون و آرای زردشتیان استناد کرده است.  طبری مسلماً اولین کسی نبوده که وقایع نگاری را بر اساس سالشمار تنظیم کرده،  اما می توان گفت که این روش را به کمال رسانده است.

 طبری  نوشته هائی بجای گذارده  که مملو از داده های غیر عقلانی است،  و نمی توان بسادگی آنها را باور کرد.  بعنوان مثال صحبت از قلعه ای یا شهری می کند که همیشه  صد هزار سرباز بر دیوار های آن در حال نگهبانی بوده اما این قلعه بوسیله چند هزار سپاهی عرب فتح میشود،  او با سادگی خودش فکر می کرد و می پنداشت،  و هرگز هیچ تحلیل بکار نمی برد،  و شاید هم مزدور کسی بود،  و یا اصلاً طبری واقعیت ندارد.  در هر صورت انسان قرن  21  تحلیل دارد،  شعور و فهم  و اینترنت دارد و هرگز مهملات را باور نمی کند،  و انوش راوید هم مچ دروغگو ها را می گیرد و آنها را افشا می کند.  

به روایت زیر دقت کنید:

  معاویه قیساریه را چندان در محاصره داشت........ معاویه آن را به قهر بگشود و در آن هفتصد هزار سپاهی مزدور، سی هزار سامری و دویست هزار یهودی بیافت.  سیصد بازار در آنجا بدید که همه برپای بودند و هر شب یکصد هزار تن بر باروی شهر نگهبانی میکردند.

 نادرست بودن چنین روایت  تاریخی  آشکارتر از آن است که نیاز به توضیح باشد،  اما فرض کنیم که برای اینکه صد هزار نگهبان بر دیوار های شهری مثلا با فاصله ای 5  متری از یکدیگر بخواهند نگهبانی بدهند بنا بر این آن شهر پانصد کیلومتر دیوار دارد!، چقدر این تاریخ نگاری احمقانه است،  و اگر  قبول کنیم که هفتصد هزار سپاهی مزدور را در خود جای داده بود،  این تعداد سپاهی بعلاوه افراد خانواده و دویست هزار یهودی و سی هزار سامری باید شهری چند میلیون نفری بوده باشد که تنها هفده هزار سپاهی عرب آنرا تسخیر میکنند!؟ برای چنین تعدادی از ساکنان شهر چه مقدار زمین زراعتی و یا گله های گاو و گوسفند لازم است؟ روی این زمین ها چه تعداد زارع و چوپان باید مدام کار میکردند؟ این مجموع نگهبانان ، زارعین و چوپانان با زنها و بچه ها روی هم به چه تعدادی میرسیده اند؟

واضح است که چنین قلعه ای با امکانات امروزی نیز خودش بتنهائی یک کشور میشود.  از این نمونه ها بسیار است و نشان میدهد که ارقام ارائه شده در این مثلاً منابع تاریخی به هیچوجه قابل اعتماد نیستند.  عجیب تر اینکه این قلعه با هفتصد هزار سپاهی و صد هزار نگهبان دائمی بمدت هفت ماه در محاصره یک سپاه هفده هزار نفری از پای در می آید!؟  وقتی انوش راوید می گوید  دروغگو ها در تاریخ ما جولان می دهند بی دلیل نیست،  انسان قرن  21  هر چه را می خواند تحلیل می کند و می داند کسی که دروغ می گوید دروغگوست.
قسمت اعظم تاریخ طبری مجموعه ای از روایات گوناگون از راویان مختلف است که به شکلِ معمولِ روایتِ خبر،  نقل شده است،  بدین صورت که ابتدا سلسلة راویان و سپس خبر گزارش می شود.  بنابراین،  تاریخ طبری صرفاً نقلی است و مؤلف دخل و تصرفی در منابع خود نکرده و مطالب را بدون درنظر گرفتن صحت و سقم آنها ضبط نموده است.  وی روایات متعدد و متنوع راجع به هر واقعه را آورده،  و مطالب غیرواقعی و افسانه های حماسی و دینی با اشتباه های مهم در کتابش بسیار دیده می شود.  ازینرو باید محتوای هر روایت بررسی و با روایات دیگر مقایسه شود و مختصات و مسائل آن معلوم گردد.  

آنچه بنام تاریخ بجای مانده است ، ملغمه ای از روایت هائی است که مملو از رجز خوانی و توجیهی جز تقدیر الهی در ذهن مؤلف نمی توانسته داشته باشد.  در واقعی بودن این روایتها باید تردید کرد و با بررسی های علمی و انتقادی،  تاریخ واقعی را از درونش استخراج کرد،  کاری که هنوز توجه کسی را جلب نکرده است ولی انوش اینکار را می کند.
 اگر ما تعداد کسانی را که به روایت تاریخ طبری یا تاریخ های مشابه از ابتدای شروع تجاوزات اعراب تا زمانی که تمام ایران بدست اعراب سقوط کرد را جمع بزنیم  به شماره های نجومی خواهد رسید که با توجه به میزان جمعیت در آن زمان نامعقول به نظر میرسند.  قبل از جنگ قادسیه چند برخورد دیگر نیز پیش آمده بود که تنها در یکی از آنها بنام  جنگ بویب  ما بین سپاهیان  مهران  سردار ایرانی و  مثنی بن حارثه  سردار عرب در میگیرد آمده است،  گوید:  کسانی که آنرا دیده اند تخمین میزدند که استخوان یکصد هزار کس بود.  این قبیل اعداد ارائه شده واقعی نیستند بلکه احمقانه است.  در رابطه با  هرقل  و سپاهیان روم نیز در جنگ های  شام  همینگونه است و هر چند ماهی  هرقل  صد،  دویست یا سیصد هزار سپاهی را در جنگ با چند هزار سپاهی عرب از دست میدهد.  در موارد زیادی ارقام نجومی نیز بسیار دیده میشود،  اعدادی مانند  هزار هزار هزار  (میلیارد)  و یا اعداد بزرگتری که همگی اغراق آمیزند خصوصا که این روایت ها از جانب اعراب داده شده اند و اعراب بنا به آنچه آمده بیشتر از عدد هزار،  آنهم به شکل  ده تا صد تا  را نميتوانستند بشمارند و در میانشان بندرت کسی قادر به خواندن و نوشتن بوده است.
شیوة گزارش و شکل روایات در تاریخ طبری یکسان نیست که سبب آن ، میزان اهمیت و کثرت حوادث ، محتوای روایات و تأثیر زمان بر آنها بوده است.
 طبری هیچ تردیدی در اینکه گاو میتواند بخواست خدا حرف بزند ندارد،  سعد  در اثنای این اقامت  عاصم بن عمرو  را سوی  اسفل فرات  فرستاد و او تا میشان برفت به جستجوی گوسفند و گاو بود اما بدست نیاورد....پیش رفت تا بر کنار بیشه ای مردی را بگرفت واز او پرسش کرد و جای گوسفند و گاو می جست و آن کس قسم خورد و گفت نمیدانم اما او چوپان چهارپایان بود که در آن بیشه بود و گاوی بانگ برآورد که بخدا دروغ میگوید اینک ماییم.......بله ما این را شنیدیم و دیدیم و گاوان را براندیم،  حجاج گفت دروغ میگوئید،  گفتند اگر تو آنجا بوده ای و ما نبوده ایم چنین باشد،  گفت راست میگویید،....  

دشمنان تاریخی ایران بزرگ این قبیل پرت و پلاها را منابع تاریخ می دانند،  و می گویند:  انوش راوید  تو منابعت کدام است،  ما این منابع مهم احمقانه را داریم!.   عزیزان،   شما انسان قرن 21 هستید هر آنچه را که می خوانید تحلیل نمایید و به گردونه چرخ یاد گیری بسپارید،  ببینید آیا واقعیست یا از اساس دروغ است.  ما ایرانیان از گذشته های دور دشمنان بسیار داشتیم که با ترفند ها و رجز خوانی ها سعی در کوچک شمردن و نا بود کردن ما داشتند،  هوشیار باشید و با تمام وجود از ایران و ایرانی در مقابل این دروغها و دشمنان دفاع نمایید و  بازی با تاریخ توسط  استعمار را آشکار کنید. 

انوش راوید،    Anoush Ravid